دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم ... نقشی یه یاد خط تو بر آب میزدم ...ابروی یار در نظر و خرقه سوخته ...جامی به یاد گوشه محراب میزدم هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجست... بازش زطره تو به مضراب میزدم... روی نگار در نظرم جلوه مینمود... وز دور بوسه بر رخ مهتاب میزدم... چشمم به روی ساقی و گوشم به قول چنگ... فالی به چشم و گوش در این باب میزدم... نقش خیال روی تو تا وقت صبحدم... برکارگاه دیده بی خواب میزدم... ساقی به صوت این غزلم کاسه میگرفت... می گفتم این سرود و می ناب میزدم... خوش بود وقت حافظ و فال و مراد و کام... بر نام عمر و دولت احباب میزدم

دلم پر از تاب و تبه...من شب قدرم امشبه!!!

 سلام

!!!صدای ما را از دلنوا داتکام میشنوید

راستش از بس که این پرشین بلاگ من رو اذیت کرد تصمیم گرفتم که یه خونه کوچولو برای خودم (یعنی برای «دل منور کن!» ) تهیه کنم

برای همین دلنوا داتکام رو ثبت کردم و تمام تلاش خودم رو هم کردم که با وجود مشغله کاری خیلی زیاد اینجا رو امشب یعنی شب میلاد خانم حضرت زهرا (سلام الله علیها ) افتتاح کنم

...   دیگه به بزرگی خودتون ببخشید   آخه آدم توی خونه جدید که میاد تا چند وقت گیجه و نمیدونه وسایلش کجاست

امشب فقط اومدم تبریک بگم و اینجا رو افتتاح کنم  ولی راستش خواستم یه شعر هم بذارم که متاسفانه پیداش نکردم

ببخشید دیگه خودتون از خودتون پذیرائی کنید... چون من الان خیلی گرفتارم... سرفرصت انشاءالله خدمت میرسم

!!!راستی چشم روشنی یادتون نره

فعلا با اجازه

توسط : طاهره بهرامی                                             نظر همراهان (21 نظر)

 

در محضر اهل بيت

 

نواي دل

 

آرشيو